ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

تعطیلات...

1390/3/16 16:18
نویسنده : ندا
308 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسره جیگر مامان

این دو شب تعطیلی و رفته بودم خونه ی مامانی اینا. کلی خوش گذشت. با خاله منا و خاله مریم کلی بازی کردیم، کلی خندیدیم و کلی حرف زدیم. همین دیشب تا ساعت 4:30 بیدار مونده بودیم و حرف می زدیم. البته چون فصل امتحانات خاله مریمه ، زودتر از ما خوابید. بگو بابا محسن هم توی خونه تا 3:30 بخاطر درد دندون عقل شکسته شدش بیدار بوده ... الهی بمیرم براش... 

یه چیز جالب این بود که مامانت انگار رفته بود آلاسکا، نه به خونه ی ما که توش شرشر عرقم و هر روز مجبورم برم دوش بگیرم، نه به خونه ی بابا مهدی اینا. بابا مهدی جدیدا شدیدا گرمایی شده واسه ی همین یه سیستم خیلی توپ توی خونه پیاده کرده که تو وسط تابستون هم آدم لرزش می گیره و طوفانی بپا میشه که نگو و نپرسTornado. البته خونه ی ما چون در ارتفاعاته و به خدا نزدیکتریم، خیلی گرمتر و آفتابگیرتره.

آره مامانی شما هم کلی خوشحال بودی از اینکه رفتیم تعطیلاتYah. سرت هم که ماشاالله خیلی بهم فشار میاره. شب اول خوابتو دیدم ولی تعریف نکنم بهتره آخه خیلی درست و حسابی نبود...

دنبال یه خانومه خیلی خوبیم برای دایی حسنت. خواستگاریه قبلی که مامانی بخاطر شکم گنده و ناتوانایی حضور نداشت با موفقیت روبرو نشد. حالا قرار گذاشتیم 5شنبه این هفته بریم یه خواستگاریه دیگه. دختر عمه م مریم معرفی کرده. خدا یه بخت خوب هم نصیب خودش کنه. این دختر عمه م خیلی خاصه. دوست دوران مدرسه و دانشگاهم بوده، تازه نامزدم هم بوده... حالا اگر این مامان و کمک کنی بتونیم 5شنبه ما هم در این خواستگاری حضور داشته باشیمgirl_blum2.gif.

دیگه اینکه پسرم دل توی دل من و بقیه نمونده. دوست دارم ببینم چه شکلی هستی، دوست دارم بوت کنم، دوست دارم بوست کنم، دوست دارم نگات کنم، دوست دارم صدات کنم، دوست دارم بغلت کنم، دوست دارم ... سالم باشی... بهم قول بده پسره خوبی باشی و سلامت بدنیا بیای. مامان طاقت آزمایشهای سخت و نداره... قول بده به موقع بیای توی بغل مامان و به مامان لبخند بزنی... الهی مامان قربونت بره ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (18)

مامان عسل
16 خرداد 90 16:32
حتما همین طور میشه و کوچولو با سلامت کامل و با لبخند ژکوند به دنیا میاد انشاا...
sara
16 خرداد 90 20:55
salam azizaaaaam mer30 ke behem sar mizani chera linkam nemikoni?manam linket konam ama begoo be che esmi mano ba hamoon esme titre weblogam link kon lotfan akhe nemikham dooste khoobi mese toro az dast bedaaam


سلام خوشحال می شم لینکت کنم
با هر اسمی که دوست داشتی لینکم کن من با اسم وبلاگت لینکت می کنم
نازنین نرگس نفس مامان
17 خرداد 90 1:02
الهی که بیاد بوش کنی نازش کنی بغلش کنی کلا حال کنیایشالا که دایی پسمل هم خوشبخت بشه و قدم پسمل واسه دایی خوش باشه


مرسی عزیز دل
مامان ماهان
17 خرداد 90 9:52
الهی یه دختر خوب برای دایی پیدا بشه
مواظب خودت باش عزیزم


مرسی
خاله منا
17 خرداد 90 12:34
الهی خاله هم قربونت بره عزیز دلم
خیلی دلم می خواد ببینمت منم مثل مامانی خیلی دلم می خواد بغلت کنم بوست کنم نازت کنم وای خدایا واقعاً چه لذتی داره بچه ی ندا یعنی میشه خدایا؟
چه تعطیلات جالبی بود تعطیلاتی با فراز و نشیب های خاص خودش
اما خیلی خیلی خیلی خوش گذشت
ابوالفضل جون این مامانی و بابایی مگه می تونن دوری همدیگرو تحمل کنن
برای همین هم هست که بابایی میاد دنبال مامانی یا اینکه مامانی همش تو خونه دل تنگ باباییه
ابوالفضل خاله ایشاالله که به سلامتی بیای بغل همین مامانی و بابایی طوری که هیچ وقت هم دوری همدیگرو نبینین... ایشاالله
از اینکه این همه بزرگ تر شدی واقعاً خوشحالیم یه جورایی هم باورمون نمیشه
به امید دیدنت و بوسیدنت

مرسی خاله جونمممممممممممممممم

منا
17 خرداد 90 13:39
دوستت دارم ندایی


من بیشتر
مامان تربچه
17 خرداد 90 17:35
سلام عزیزم
انشاالله همیشه خوش باشی
این آقا ابولفضلی که من می شناسم خییییلی آقاست و شما رو نگران نمیکنه و به موقع میاد
انشاالله یه زندایی خوب هم گیرش بیاد


سلام عزیزم، مرسی، ایشاالله
خاله مریم مهربون، خوش زبون و خوش وقار
17 خرداد 90 18:10
سلام ابوالفضل کوچولومون خوبی ؟
والله دل همه رو نیمده بردی هاااااااا شیطون بلاااااااا
میگم دعا کن که وسه ی دایی حسن بتونیم یه زن خوب و عالی بگیریم چون دعای بچه ها زود مستجاب می شه، آهان دعا کن که امتحاتم رو هم خوب بدم
چه تعطیلاتی بودااااااااااا جات خالی البته جات خالیه خالی هم نبود چون تو هم همه جا بودی
اما از نظر من که تعطیلات نبود چون همش استرس درس و این چیزا رو داشتم
خیلی دوست دارم مثل مامانیتو خاله منا بوست کنم نازت کنم بغلت کنم و باهات بازی کنم
پس به امید اون روزهای قشنگی که خدا تو رو اورده به دنیامون
مراقب خودت و مامانت باش و زیاد هم بهش فشار نیار
دوستتون دارم
بای بای



خاله مریم منم دلم می خواد بوسم کنید و بغلم کنید


خصوصا وقتی که توی مهمونی و عروسیم و مامانم می خواد راحت باشه
سيدمهدي
18 خرداد 90 3:02
سلام خواهري خودم .خوبي خواهري جان آپم تشريف بيار


سلام چشم حتما


مامان فرشته
18 خرداد 90 3:35
سلام عزیز دلم خوبی ؟
پسمل ناز ما خوبه ؟
خوشحالم بهت خوش گذشته
بوسسسسسسسس


سلام مرسی مامان گیسوی عزیز
زينب عشق مامان و بابا
18 خرداد 90 13:05
سلام سلام خوبيد؟
ابوالفضل گل خوبه سرحاله؟كي مياد پس ما رو شاد كنه؟البته اصلا عجله نكن تا خوب تپل بشي؟


سلام مرسی مامان زینب جون
فاطمه
18 خرداد 90 23:56
سلام ندا جون!ابوالفضل خاله چه طوره؟؟
ان شاءالله به سلامت میاد تو بغلتون و تا دلتون بخواد می بوسینش فقط یادت نره یه بوس محکمم از طرف من بکنی ها...
راستی امیدوام یه بخت خوب نصیب داییه ابوالفضل جون هم بشه!


سلام، ممنونم
مامان تربچه
19 خرداد 90 8:37
شب آرزوهاست آرزو میکنم خانه قلبت پر از گلهای یاس،نغمه خوان خانه قلبت هزار باغ احساست پر از گلهای ناز،همچو یه قالی پر از نقش و نگار به رسم دوستی ما را هم از دعایتان فراموش نکنید
مامان رزي
19 خرداد 90 12:45
ايشاله به سلامتي به دنيا مي اد عزيزم
يه زن دايي خانم هم براي دايي جونش
وقت كردي يه سر به سايت ما هم بزن خانمي


مرسی خانومم
مامان ماني
19 خرداد 90 12:48
سلام عزیزم
اميدوارم همیشه خوش باشی ....


سلام مرسی قربونت برم
مامان ماهان
19 خرداد 90 16:34
سلام دوست جونی خوبییییییییی


سلام ممنونم دوست عزیزم
محمدحسین عشق جاودان
19 خرداد 90 18:27
سلام .در شب آرزوها آرزو دارم : خورشید رهایت نکند غم صدایت نکند ظلمت شام سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که تنش در تن توست حضرت دوست ، جدایت نکند . . .
نازنین نرگس نفس مامان
19 خرداد 90 22:38
توی این شب قشنگ که درهای اسمان بازه واسه اجابت دعا واستون بهترین ها رو خواستارم